پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - بازشناسي يك گره رفتاري - معصومی آزاده
بازشناسي يك گره رفتاري
معصومی آزاده
از همان نخستين روزهايي كه جوامع به سمت ماشيني و صنعتيشدن حركت كردند، معضلات عمدهاي، چه به لحاظ اداره امور كشورها و جوامع و چه به لحاظ شخصيت افراد، گريبانگير چنين جامعه هايي شد. «پرخاشگري» از آن جمله ناهنجاريهايي است كه اين روزها يكي از شايعترين گرفتارهاي جوامع مدرن و صنعتي به شمار ميرود. علاوه بر حضور صنعت در زندگي روزمره بشر و ماشينيشدن حيات او، گسترش دامنه امكان استفاده از وسايل ارتباط جمعي، افزايش ميزان نيازها و عدم امكان برآورده شدن همه آنها و محدوديتها و محروميتهاي موجود در چنين جوامعي، از ديگر عوامل مؤثر در شكلگيري اين گره رفتاري رايج ميان گروههاي مختلف سني است.
پرخاشگري صرفا به مفهوم تندي لفظ و كلام نيست؛ بلكه پرخاشگري در لفظ، تنها بخشي كوچك از اين پديده ناخوشايند است كه روزانه شايد دهها بار ميان افراد يك جامعه بروز كند. در ابعاد گستردهتر، پرخاشگري ميتواند به صورت ارتكاب قتل، خودكشي، تجاوز و... بروز و ظهور يابد.
پرخاشگري اجتماعي
همزمان با شكلگيري جدّي جوامع صنعتي و آشنايي افراد اين جوامع با ابزار و وسايل زندگي ماشيني، آرام آرام برخي معضلات اجتماعي و رفتاري نيز فرصت بروز و ظهور پيدا كردند.
انسان در ذات، موجودي مدني است و دوست دارد در جمع و با جمع زندگي كند و به همين لحاظ قوانيني را هم كه براي بهتر شدن زمينههاي اين نوع زندگي وضع ميشود ـ هرچند كه مطابق با اميال درونياش نباشد ـ رعايت ميكند. همين امر موجب خواهد شد كه گره بسياري از مشكلات رفتاري ازجمله خشونت و پرخاشگري باز شود. اما چنين مدينه فاضلهاي تنها در ذهن شكل ميگيرد؛ زيرا در عمل به دليل وجود برخي تربيتهاي نادرست و ناصواب و نيز مشكلات موجود در جامعه ـ از قبيل فقر اقتصادي، فقر فرهنگي، تبعيض، بيكاري و... ـ تمامي افراد نميتوانند به طور دقيق و كامل اين قوانين را رعايت كنند و همين امر بروز چنين معضلاتي را به همراه دارد.
به عقيده برخي كارشناسان، ناكارآمدي قانون در جامعه، خود ميتواند زمينههاي بروز اين ناهنجاري را تشديد كند. اين گروه اعتقاد دارند كه قانون در جامعه ما به شكل ابزار زور درآمده و در واقع دروني نشده و به شكل وجدان درنيامده است. از طرفي اغلب، قانون از سوي خود مجريان قانون زيرپا گذاشته شده كه مشاهده چنين صحنههايي از سوي افراد جامعه، موجب بروز معضلي مانند پرخاشگري ميشود.
از سوي ديگر، به عقيده همين گروه از كارشناسان، وقتي نيمي از افراد يك جامعه، هر روز با مشكلات عمده زندگي روبهرو باشند، خواهناخواه پس از چندي رفتار متين و معقول را رها كرده، ناخواسته به سمت رفتارهاي ناخوشايند كشيده ميشوند.
آنچه روزانه در سطح شهرها و كلانشهرها مشاهده ميشود ـ مانند برخورد كاسب با مشتري، درگيري لفظي و غيرلفظي راننده و مسافر، تندي دو نوجوان با يكديگر و... ـ همه نشانههايي از پرخاشگريهاي اجتماعياند كه براي رفع آنها به يكسري برنامههاي جامع روانشناختي و قانونمند نياز است.
پرخاشگري سياسي
اگر فقط يك روز، تعدادي از روزنامهها و بهطور عام نشريات كشور را ورق بزنيد، در موارد متعددي شاهد پرخاشگري سياسيون به يكديگر خواهيد بود.
يك حزب به خاطر تضاد منافع و عقايد خود با حزب ديگر، چنان دست به تخريب او ميزند كه گويي اعضاي اين دو حزب از دو مليت متفاوتاند و هيچ وجه مشتركي ميان آنها نيست.
اساسا نكته مهم در دنياي سياست، تحمل مخالف و مدارا با اوست، اما در بسياري موارد ديده شده كه سياسيون به دلايل مختلف و متعددي كه ميتواند ريشه در كمتحملي و عدم اعتقاد به كار سياسي داشته باشد، به سوي رفتارهاي خشن و در ابعاد كوچكتر پرخاشگري روميآورند.
در دامنه كوچكتر گروههاي طرفدار احزاب و جناحهاي سياسي نيز، در برخورد با مخالف از همين ابزار استفاده ميكنند؛ به گونهاي كه تا كنون و به ويژه در سالهاي اخير بارها و بارها حمله به تجمعات مختلف را شاهد بودهايم. هرچند برخوردهاي فيزيكي در بعد كلان قضيه خشونت ناميده ميشود، اما نخست همين برخوردها و كشمكشها با يك كلام تند و يا حركت تند آغاز ميشود.
***
سخن آخر
به هر تقدير اين واقعيت را بايد پذيرفت كه جوامع صنعتي در گذر دوران خود با مشكلات عديدهاي مواجه هستند؛ اما اين مشكلات و فشارها در برخي جوامع كنترل شده و مهار خورده است و در برخي ديگر نه. مشكلاتي مثل تبعيض اجتماعي، از هم گسيختگي بنيان خانواده، پايين بودن سطح متوسط سواد افراد جامعه، فقر اقتصادي و... هر روز بيش از پيش بر دوش جامعه سنگيني ميكند و افراد را به سوي ناهنجاريها سوق ميدهد.
با تمام اين اوصاف، بايد توجه داشت كه براي غلبه بر چنين رفتارهاي ناخوشايندي، نميتوان صرفا از ابزار قانون استفاده كرد؛ بلكه پيش از هر چيز بايد زمينهها و بسترهاي فرهنگي مبارزه با اين معضلات رفتاري را فراهم كرد كه اين نيز بر عهده دولتمردان، ابزارهاي فرهنگي از جمله مطبوعات، رسانههاي جمعي و گروهي و... هست كه ميتوانند با ارايه آموزشهاي مداوم تا حد فراواني از بروز چنين معضلاتي بكاهند و يا حتي جلوگيرند.
آ